بسم رب المهدی
+ صبح دختر همسایه که سه سالشه اومده خونمون،دارم سخنرانی استاد پناهیان رو گوش میدم
کنترل تلویزیون رو آورده میده دستم میگه : خاله بزن "ماهباره" .......(چه میکنه این ماهباره !!)
ماکه بچگی هامون تو خونه حتی از آهنگ گوش کردن خبری نبود شدیم این ! خدا عاقبت نسل های بعد از ما رو به خیر کنه .
ماهواره و فرهنگ ماهواره ای ، واقعا داره رخنه پیدا میکنه توی خونه ها . اگه به 10 سال پیش نگاه کنیم می بینم که از این خبرا نبود . خیلی نا محسوس و خیلی خیلی آروم داره فرهنگ ایرانی ، اسلامی از بین میره .
خوارک ، پوشاک ، نوع رفتارا ، توقعات و کلا سبک زندگی داره به جهت منفی سوق پیدا میکنه . یکی از نزدیکان همسرم برای عروسی دخترش یه باغ دیده برای یک شب ، 70 میلیون تومن ! برای چی ؟ به کجا چنین شتابان؟
حتی با عرض معذرت رنگ رژ خانمها هم از تقلید انتخاب میشه . ما همه انسانیم عقل داریم و شعور چرا تقلید؟
به نظرم بحث در این زمینه انقدر بدیهی و مشخصه که اصلا در موردش صحبت نشه خیلی بهتره اما در عمل میبینیم که خیلی ها انسانی بودن خودشو از دست دادن و شب و روز دارن به اینکه امسال چی مده فکر میکنن .
چند ماه پیش که کلاسهای برنامه نویسی میرفتم ، یکی از همکلاسی هام وقتی می خواد از داستان ازدواجشون بگه ، با افتخار بر میگرده میگه من 6 سال با همسرم دوست بودم . با خودم گفتم دیگه حیا و خجالت از بین رفته راحت میگه من دوست پسر داشتم . انگار دیگه عادیه .
چرا؟
به خاطر همین فیلم های مزخرف ماهواره !
به نظرم "خدا" خیلی تو زندگی ها کم رنگ شده . اگه از حالا تو اول زندگی با این تفکرات پیش بریم کارمون خیلی بیخ پیدا میکنه . اگه الان جلوی غیر خدا رو نگیریم دیگه 10-20 سال دیگه چطوری می تونیم یه زندگی ای داشته باشیم که خدا راضی باشه؟
خیلی وقتا دوست ندارم برم بیرون ، واقعا با دیدن قیافه ی بعضی ها حالم بد میشه .انقدر بعضی ها بد تیپ میزنن بد آرایش میکنن که دلم به حالشون می سوزه .
خیلی وقتا که شده وارد مغازه ای شدم و قیمت جنسی رو پرسیدم به خاطر چادری بودنم با بی اعتایی تمام روبرو شدم و فروشنده رو محو موهای بلوند شده ی زنی دیدم . حتی یکبار با کلمه ی فروش نیست روبرو شدم . اما من اصلا ناراحت نشدم که هیچ خوشحال هم شدم که نگاه کثیف بعضی از مردان روی من نیست و من همچنین پاکی خودم رو حفظ کردم و آلوده ی نگاه های هرزه نشدم و در این موقع هاست که چادرمو محکم تر میگیرم و قدمهامو محکمتر بر می دارم و خدا رو شکر میکنم .
بخدا شعار نیست ولی قبول کنیم که زندگیمون دغدغه ی دین نداریم . فکرمون همش راحت بودن ، خوش بودن ، برتر بودن (از جهت غیر خدایی).
من
خودم همیشه این تو ذهنمه که این چند سالی که عمر میکنیم یه گذر گاهیه
.خودمونو الکی مشغول چیزایی نکنیم که از هدف اصلیمون که عبد بودن دور بشیم.
به غیر از مسئله ی الگوی پوشش توی رفتار هم باید رفتار خدایی داشته باشیم .کی چی گفت ! الان مردم اینو میگن !چرا این نشد ! کاش اونطوری میشد! به قول آقای قرائتی گیر الکی
ندیم . راضی باشیم و بدونیم که مرضیه بودن به دنبال راضیه بودنه. مثلا
همین فیلم اوشین ، که من دو تا درمیون می بینمش .یه الگوی خیلی خوبیه .
اگه بعضی از تفکرات اوشین رو داشته باشیم دیگه بنده بودن خیلی راحت میشه .
بزرگواران من به هیچ عنوان قصد نصیحت کردن نداشتم و ندارم .بعضی اوقات این سبک نوشته ها فقط و فقط برای خودمه . تا یه تلنگری باشه برام .اگه دو سه سال دیگه اینا رو خوندم بدونم چه تفکراتی داشتم .شما می تونید صحبت های منو کامل کنید و بهم درس بدید و اشکالاتمو بگیرید .
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 19:21 توسط نـرگــس
|